تبليغاتX
استاد خاکساری
دفتر يادبود استاد محمدعلي خاكساري
محسن حاجی­زین­العابدینی[1]
 
 
کمتر کسی را می­توان یافت که در مشهد باشد و گوشه نظری به کتاب و کتابداری داشته باشد و جناب خاکساری را نشناسد. مردی که در نهایت صفا، مهربانی و عشق، برای همه و در همه حال پشتوانه­ای بود. با وجود و حضور او همیشه آدم بهانه­ای داشت که به کتابخانه مرکزی برود. اصلا بهانه لازم نبود، تا از دور آدم را می­دید، جوشش محبتش قلیان می­کرد و تو بودی و یک دنیا حرف شیرین شنیدن و دقایقی که بی آنکه قدرشان را بدانی به سرعت می­گذشتند. موجی از مهر و صمیمتی بی غش شما را فرا می­گرفت و کلمات و جملات، ناخودآگاه ضرب­آهنگی به مهر می­گرفتند. و فرق نمی­کرد که الان دانشجوی او بودی یا ده سال پیش.
او آن چنان برای همه ارزش قائل بود که یاد و اعمال مثبت و شیرین هیچ کس از خاطرش نمی­رفت به طوری که همه را حتی به اسم کوچک می­شناخت. یادم است چهارسال از زمان فارغ­التحصیلی ما از دانشگاه گذشته بود و بعد از این چهار سال، با یکی از دوستان، برای اولین بار دوباره به دانشگاه و برای دیدار اساتید و دوستان رفتیم. یکی از جاهایی هم که همیشه برای ما مقدس و مظهر یادگیری بود و به یمن وجود استاد، همیشه پذیرا، همین کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی بود. برایمان بسیار جالب بود که بعد از این سالها، وقتی استاد خاکساری عزیز با گشاده­رویی همیشگی به استقبالمان آمد و بسیاری از جزئیاتی از آن دوران را که ما از خاطر برده بودیم به خاطر می­آورد. جالب­تر اینکه اشاره کرد به کتابی که من در آن سالها فهرستنویسی کرده بودم و موضوعی که من برای آن انتخاب کرده بودم و ایشان موضوعی دیگر را که با همه جزئیات در خاطرشان بود، برای آن مناسب تر دیده و پیشنهاد کرده بودند. جالب­تر اینکه از احوال بسیاری از دوستان و دانشجویان همدوره­ای ما و دوره­های دیگر، بیشتر از ما اطلاع داشت. و این نشانگر روح بلند انسانی این مرد شریف بود.
از دیگر ویژگیهای ایشان، شخصیت علمی­یشان بود. ایشان دارای مدرک کارشناسی در رشته حکمت و فلسفه اسلامی از دانشكدة الهيات و معارف اسلامي دانشگاه فردوسي مشهد بود. همچنين دوره سه سالة مؤسسه وعظ و تبليغ اسلامي و تحصيلات حوزوي شامل دورة مقدمات، سطوح عاليه، خارج فقه و اصول در حوزة علميه مشهد را گذرانده بود و به جرات می­توان گفت از بسیاری اساتید اطلاعات بهتر و جامعتری داشت. به زبان عربی تسلط داشت و کتاب مهم «تاريخ كتاب: از كهن ترين دوران تا عصر حاضر» را از زبان عربی به فارسی ترجمه و منتشر کرد.
در زمینه کتابداری نیز، با آنکه آموزش­های آکادمیک ندیده بود ولی از دانش ارزشمندی برخوردار بود. سابقه آشنایی ایشان با کتابداری به دوران دانشجوئي باز می­گشت که به مدت 6 سال (49-1343) بنا بر علاقه­ای که به این حوزه داشتند، كتابدار كتابخانه دانشكده الهيات بودند. همچنین دورة كتابداري (رده­بندی کنگره) را در سال 1348 گذرانده بودند و پس از فارغ­التحصیلی و از ابتدای تاسیس کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی در این کتابخانه مشغول به کار بودند. کار ایشان نیز از دیگران متمایز بود. هیچ­گاه نه خودشان و نه اطرافیان احساس نمی­کردند که کارمند هستند و موظف به انجام کاری. بلکه کار کتابخانه برای ایشان عشقی بود پایان­ناپذیر.
 به حق ایشان یکی از اساتید طراز اول فهرستنویسی منابع، به خصوص منابع اسلامی و عربی بودند. ایشان هم به موضوعات اسلامی و عربی وارد و مسلط بود و هم فهرستنویسی آنها را با دقت و مهارت کافی و به سبک خودش انجام می­داد. کافی بود عنوان کتابی را به ایشان بگوئید و موضوع­ها، شماره­های رده­بندی دیویی و کنگره آن را برای شما بازگوید.
از جمله فعالیت­های پر ارزش دیگر ایشان، عضویت در هیات مدیره انجمن کتابداری و اطلاع­رسانی شاخه خراسان بود که در مدت عمر پر بارش از هیچ کوششی در راه اعتلای کتابداری و اطلاع­رسانی کشور و به خصوص خطه خراسان دریغ نکرد.
همه آنانی که تا قبل از ورود رایانه به کتابخانه­ها به کار فهرستنویسی و رده­بندی اشتغال داشته­اند، "فهرستگان (یا درهم­کرد) کتاب­های فهرست شده در کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد"  را به خاطر دارند. زیرا فهرستنویسی و رده­بندی در آن زمان تا حدود زیادی به پشتوانه همین منبع صورت می­گرفت و چه بسیار کتابخانه­هایی که با استعانت از این منابع سازماندهی و راه­اندازی شدند. همیشه یک پای ثابت و پیگیر چاپ و انتشار این کتابها که واقعا حاصل تلاش و کارنامه فعالیت کارکنان دلسوز کتابخانه مرکزی دانشکاه فردوسی، در طول سال­های فعالیت آن به شمار می­آیند، استاد بود. همه آنهایی که زیر نظر ایشان کارورزی را گذرانده­ان، شاهد بودند که علیرغم مشغله فراوان با چه وسواس و عشقی به آماده­سازی و اصلاح این منابع می­پرداخت.  
 
سیل افسوس و اندوه در رثای استاد و پیام­های تسلیتی که همه حکایت از بزرگیِ مردی بزرگ داشتند خود گویای این حقیقت تلخ و باورناپذیر بود که "آن چشمه جوشان صفا رفت".
 
 
1. عضو هيات علمي مرکز اطلاعات و مدارک علمي کشاورزي و دانشجوي دکتراي کتابداري و اطلاع­رساني دانشگاه شهيد چمران اهواز zabedini@yahoo.com
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط شاگرد استاد  | 
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نروداز دماغ من سرگشته خیال دهنتدر ازل بست دلم با سر زلفت پیوندهر چه جز بار غمت بر دل مسکین من استآن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفتگر رود از پی خوبان دل من معذور استهر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرودبه جفای فلک و غصه دوران نرودتا ابد سر نکشد و از سر پیمان نرودبرود از دل من و از دل من آن نرودکه اگر سر برود از دل و از جان نروددرد دارد چه کند کز پی درمان نروددل به خوبان ندهد و از پی ایشان نرود

۱۵ مرداد ۸۶ اولين سالگرد درگذشت استاد خاكساري است.

ياد و نام او را گرامي مي داريم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط شاگرد استاد  |