در سال 1367 اولين همايش كتابداري و اطلاع رساني پزشكي توسط دانشگاه علوم پزشكي مشهد در بيمارستان امام رضا(ع) مشهد برگزار شد. در اين همايش تمامي كتابداران براي اولين بار دور هم جمع شده و هر يك از دانشجويان كه فردي شاخصي را در اين رشته مي شناخت به ديگري معرفي مي كرد. به ياد دارم از جمله افرادي كه به من معرفي شد استاد خاكساري بود. اولين برخورد ايشان را هيچ وقت از ياد نخواهم برد. به نظرم فردي بسيار متواضع و علاقمند به اين رشته بود و اين برايم بسيار تعجب آور و شوق برانگيز مي نمود. آشنايي اوليه در همين حد باقي ماند. در سال 1370 توسط آقاي حسين عطايي در محل كتابخانه مركزي مجدداً به ايشان معرفي شدم. خوب بخاطر دارم آن سال تازه فارغ التحصيل شده بودم. بعنوان كارشناس كتابداري به خود مي باليدم. اين آشنايي بسيار جدي تر بود. چرا كه در آن همايش عده كثيري از دانشجويان با ايشان آشنا شديم اما معرفي اينجانب به تنهايي به ايشان برايم افتخار آميز بود. پس از چند سال كه توفيق استخدام در كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي نصيبم شد و كار در بخش فهرستنويسي كه از آرزوهايم بود به وقوع پيوست بسيار مشعوف شدم. در طي اين مدت با استاد خاكساري چندين بار مشورت كاري داشتم. تا اينكه فرصتي دست داد بعنوان فهرستنويس (براي فهزستنويسي كتابهاي كتابخانه دانشكده ادبيات و الهيات دانشگاه فردوسي مشهد) به صورت پروژه اي در خدمت ايشان باشم. بطوريكه كتابهاي فهرست شده اينجانب توسط استاد بازبيني و بررسي مي شد و افتخار شاگردي ايشان از نزديك برايم فراهم شد. در اين مدت علاوه بر فراگيري امور فهرستنويسي درس تواضع، فروتني و اخلاق را تلمذ نمودم. در اين زمان اندك هرگز بخاطر ندارم ايشان بعنوان مسئول ايرادات اينجانب را گوشزد نموده و به من تذكر بدهد. هميشه قبل از طرح مسئله با خوشرويي در كنارم مي نشست. با فروتني شروع به صحبت مي كرد. ابتدا با ذكر حديثي از ائمه اطهار شروع مي كرد سپس پيرامون حديث صحبت مي كرد در ادامه با چند طنز اجتماعي مناسب و در خور شان بحث را دنبال مي كرد و مي گفت: دوستان و همكاران ما در اين مركز براي اين موضوع چنين تصميمي گرفته اند اگر شما صلاح مي دانيد و به نظر شما مناسب است انجام دهيد. ابتدا فكر مي كردم ايشان براي اولين بار اينگونه برخورد مي كنند ولي با گذشت زمان متوجه شدم رفتار ايشان نه تنها تغييري نكرد بلكه ملايم تر و دوستانه تر گرديد. تازه متوجه شدم مديريت بر قلبها چقدر تاثير گذار، مداوم و بدون ريا است. هرگز بياد ندارم در پشت ميز اداري خود به من امر و نهي كنند هميشه در صحبتهايش از خود به عنوان بنده حقير ياد مي كرد. اين طرز برخورد ايشان در ذهنم باقي مانده و هر وقت ياد استاد مي افتم خاطرات آن ايام در مقابلم جان مي گيرد و اشك در چشمهايم جمع مي شود و بغضي بسيار سنگين گلويم را مي فشرد. نمي دانم طعم فراگيري درس اخلاق را چشيده ايد يا خير. از جمله بهترين درس اخلاقي كه از ايشان فراگرفتم ذكر حديث ائمه اطهار در شروع صحبتهايشان كه چقدر لذت بخش بود. اميدوارم تمامي كتابداران بتوانند با فراگيري درس اخلاق بسان استاد فروتن، متواضع، متعد و صبور باشند.
عيسي اختري طوسي
كتابدار كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي
اين مثنوي در حقيقت خاطرة نخستين ديدار من با استاد خاكساري در كتابخانة مركزي دانشگاه قردوسي مشهد ميباشد و در پاسخ به مثنوي افطاريه ايشان سروده شده است.
محمد زره ساز