| هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نروداز دماغ من سرگشته خیال دهنتدر ازل بست دلم با سر زلفت پیوندهر چه جز بار غمت بر دل مسکین من استآن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفتگر رود از پی خوبان دل من معذور استهر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان |
|
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرودبه جفای فلک و غصه دوران نرودتا ابد سر نکشد و از سر پیمان نرودبرود از دل من و از دل من آن نرودکه اگر سر برود از دل و از جان نروددرد دارد چه کند کز پی درمان نروددل به خوبان ندهد و از پی ایشان نرود |
۱۵ مرداد ۸۶ اولين سالگرد درگذشت استاد خاكساري است.
ياد و نام او را گرامي مي داريم.
+
نوشته شده در دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 1:12 بعد از ظهر توسط شاگرد استاد
|